ارزش های امریکایی؛ ضد ارزش های اسلامی!
11/14/2017 | دیگران

    جالبیت   |  

4.8

5/


ارزیاب کنندګان:5

نویسنده: عبدالله
دموکراسی، حقوق بشر و نظام اقتصادی بازار که در سیاست امریکا از آن ها به عنوان ارزش های امریکایی یاد شده است و در اغلب کشورهای جهان در حال پخش و نشر شدن است، امریکا اشاعه ی این ارزش ها را در سیاست خارجی اش جای داده و آن ها را تبدیل به ارزش های جهانی نموده که تمام کشورهای جهان باید خواهان آن باشند.
امریکا که نفوذ زیادی در سازمان ملل و دیگر سازمان های جهانی دارد، توانسته این ارزش ها را از طریق این سازمان های جهانی  به جهانیان ارائه کند. امروزه ارزش های امریکایی ملاک بررسی وضعیت تمام کشورهای جهان از سوی سازمان های جهانی شده است. در کشورهایی که این ارزش ها نهادینه نشده باشند، سازمان های جهانی و امریکا وارد آن شده تا ارزش های خود را درین کشورها پاسداری کند.
بعد از اتمام جنگ سرد و شکست بلاک شرق، امریکا به حیث ابرقدرت در جهان معرفی شد. ازین واقعه به بعد، امریکا در کشورهای زیادی وارد شده و ترویج و تحکیم ارزش هایش را در صدر کارهای خود قرار داد. در کنار تطبیق این ارزش ها، به اهداف سیاسی و استعماری خود نیز درین کشورها رسید. افغانستان از جمله کشورهای است که ۱۷ سال قبل امریکا با شعار دموکراسی و حقوق بشر وارد آن شد، که اکثریت مطلق نفوس این کشور را مسلمانان تشکیل می دهند که در ابتدای ورود و اشغال افغانستان، امریکا با واکنش مردمی مواجه شد؛ اما بعد از چندسال، حکومت این کشور به کمک رسانه ها توانست این واکنش ها را کم کرده و ارزش های امریکایی را در زنده گی مردم جای دهد. امریکا که نفوذ خود را درین کشور بسیار محکم کرده است، در حال انجام اهداف سیاسی و اقتصادی خود نیز است. استفاده از موقعیت جیوپولیتیک، افغانستان به حیث یک منطقه استراتیژیک و منابع سرشار طبیعی  به این کشور است و این در حالیست که مردم این کشور در حال کنار رفتن با ارزش های امریکایی هستند.
در خصوص ارزش های امریکایی که در حال حاضر در افغانستان در حال تطبیق شدن است، باید گفت: این ارزش ها هیچ شباهتی با ارزش های اسلامی نداشته و در حقیقت مخالف ارزش ها و عقایید آن ها است. در دموکراسی سیادت و رأی مردم شرط بوده و اساس آن سیکولریزم و جدایی دین از زنده گی است، در صورتی که در اسلام سیادت از آن خالق بوده و اساس نظام سیاسی اسلام را دین و پابندی به احکام اسلام تشکیل می دهد.
حقوق بشری که آزادی های چهارگانه(آزادی فردی، آزادی عقیده، آزادی ملکیت و آزادی بیان) را در نظر گرفته است، مخالف گزاره های اسلامی بوده و هیچ کدام به آن نحوی که از طرف حقوق بشر تبلیغ می گردد، در اسلام جایگاهی ندارد. فرد در جامعه باید پابند احکام اسلامی باشد و فردیت در آن معیار نیست. فرد مسلمان از عقیده خود برگشته نتوانسته و حق ارتداد را ندارد. ملکیت توسط دولت اسلامی کنترل شده و آزادی غربی در آن جایگاهی نداشته و آزادی بیان لجام گسیخته که امریکا ترویج کننده ی آن است، در دین مبین اسلام از هیچ جایگاهی برخوردار نیست.
نظام اقتصاد بازار هم مخالف اسلام است. درین نظام، ملکیت و سرمایه در دست سرمایه داران قرار داشته تا هرقسمی که بخواهند، از آن استفاده نموده و از هر راهی که خواسته باشند، برای به دست آوردن پول و سرمایه تلاش ورزند؛ اما در اسلام ملکیت به صورت مطلق در دست مردم قرار داده نشده؛ بلکه از طرف دولت کنترل می گردد و مردم برای بدست آوردن سرمایه باید پابند احکام اسلامی باشند و معیار عمل شان حلال و حرام می باشد؛ نه منفعت و مصلحت شان.
درباره ی حضور امریکا در افغانستان و دیگر کشورها باید گفت: این کشور با شعار ارزشی وارد دیگر سرزمین ها شده و از آن ها به عنوان فضای حیاتی اش استفاده می کند. برای صدق این گفته می توان به کشورهایی که امریکا در آن ها حضور دارد اشاره کنیم: از افغانستان که روزانه ده ها جوان مسلمان قربانی جنگ نیابتی برای رسیدن امریکا به اهداف اش می شوند، شروع تا دیگر سرزمین های اسلامی مانند: سوریه، عراق، یمن، مصر و غیره که از زمان ورود امریکا و ارزش های امریکایی هزارها انسان بی گناه به شمول اطفال و زنان درین سرزمین ها قربانی اهداف استعماری و غیرانسانی این کشور استعماری شده اند. آمار فراوانی وجود دارد که درین سرزمین ها اکثریت قربانیان در نتیجه ی حملاتددمنشانه و وحشت آفرین نیروهای امریکایی کشته شده اند.
مسلمانان برای به دست آوردن سرمایه باید پابند احکام اسلامی باشند و معیار عمل شان حلال و حرام باشند؛ نه منفعت و مصلحت شان. پس وقت آن رسیده تا مسلمانان ازین افکار منفور و غیراسلامی رهایی جسته و برای بلند نمودن پرچم دولت اسلامی تلاش ورزند. دولتی که تمام مسلمانان زیر پرچم آن زنده گی نموده و قیادت فکری و سیاسی مسلمانان به عهده ی آن باشند. تمام مسلمانان باید بدانند که تأسیس دولت اسلامی بر تمام مسلمانان واجب است تا زمانی که دولت برای تطبیق شریعت اسلامی وجود نداشته باشد؛ تمام مسلمانان باید برای برپایی چنین دولتی تلاش ورزند، که با این تلاش هم خدمتی برای دین مبارک اسلام نموده و هم واجبی را ترک نگفته اند و نیز این عمل رضایت الله سبحانه وتعالی را در پی خواهد داشت.


    جالبیت  
|  

4.8

5/


ارزیاب کنندګان:5



   ارسال نظر